تبليغاتX
ترنم باران
مسافر تنها
دوست دارم برم و از تو دور شم برم یه جایی و گم و گور شم دور شم گم و گور شم واسه این که نبینمت حاضرم کور شم برم بمیرم و طعمه گور شم کور شم طعمه گور شم تو من و داغون کردی دلم رو تو خون کردی از دنیا سیرم کردی توجوونیم من و پیرم کردی به ساز تو رقصیدم بد کردی من بخشیدم شودم اون، که تو گفتی شاید از خر شیطون بی افتی دوست دارم برم و از تو دور شم برم یه جایی و گم و گور شم دور شم گم و گور شم واسه این که نبینمت حاضرم کور شم برم بمیرم و طعمه گور شم کور شم طعمه گور شم دلم می خواد برم یه جایی که از تو هیچ حرفی نباشه نبینمت تا آخر عمر از تو نشونه ای نباشه دلم می خواد واسه همیشه دور از تو و یاد تو باشم تو تنهایی بپوسم اما دیگه کنار تو نباشم برم یه گوشه زندگی مو بدونه تو از نو بسازم تو رو فراموشت کنم تا باقی عمرمو نبازم دوست دارم برم و از تو دور شم برم یه جایی و گم و گور شم دور شم گم و گور شم واسه این که نبینمت حاضرم کور شم برم بمیرم و طعمه گور شم کور شم طعمه گور شم دلم می خواد برم یه جایی که از تو هیچ حرفی نباشه نبینمت تا آخر عمر از تو نشونه ای نباشه دلم می خواد واسه همیشه دور از تو و یاد تو باشم تو تنهایی بپوسم اما دیگه کنار تو نباشم برم یه گوشه زندگی مو بدونه تو از نو بسازم تو رو فراموشت کنم تا باقی عمرمو نبازم دوست دارم برم و از تو دور شم برم یه جایی و گم و گور شم دور شم گم و گور شم واسه این که نبینمت حاضرم کور شم برم بمیرم و طعمه گور شم کور شم طعمه گور شم

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 13:6  توسط باران | 
روی ساحل سرخ دلت اسم کسی را حک نکن

به اینکه من دوست دارم

حتی یه لحظه شک نکن 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 17:42  توسط باران | 
شاید هنوز یادش باشه ، امروز تولد ِ منه
شاید بازم دلش بخواد ، بیاد بهم سر بزنه

از روزی که رفته هنوز ، خالیه لحظه های من
کاشکی می شد بازم بیاد ، دوباره پا به پای من

اگه یه روزی اون بیاد ، بهش می گم : خوش اومدی
ممنونم از اومدنت ، مرسی از اینکه سرزدی

شاید هنوز یادش باشه ، امروز تولد ِ منه
شاید بازم دلش بخواد ، بیاد بهم سر بزنه

شاید هنوز یادش باشه، دلتنگی های این دلو
من که هنوز به یاد دارم، شبای توی ساحلو... جاشوی توی ساحلو

می بویسد و صدام می زد ، تولدم یادت نره
حسی ر ُ که بهت دارم ، حتی از عشق قشنگتره... یه حس ِ خوب داشتنه

رو ماسه دنبالم می کرد ، بهم می گفت دوسِت دارم
منو به آغوش می گرفت ، تا سر رو شونه ش بذارم

خدا کنه یادش نره ، امروز تولد ِ منه
وای که چقد دلم می خواد ، بیاد بهم سر بزنه

شاخه گلای سرخشُ ، لای کتابم می ذارم
آخه هنوز عاشقشم ، آخه هنوز دوسش دارم

کاشکی هنوز یادش باشه ، چه طعمی داشت لبای من
روی لباش مونده باشه ، مزه ی بوسه های من

شاید هنوز یادش باشه ، امروز تولد ِ منه
شاید بازم دلش بخواد ، بیاد بهم سر بزنه

از روزی که رفته هنوز ، خالیه لحظه های من
کاشکی می شد بازم بیاد ، دوباره پا به پای من

سینه ریزی که داد بهم ، هنوز به گردن ِ منه
خدای من ، یعنی میاد ، امروز بهم سر میزنه؟

هدیه ای رو که د اد بهم ، من هنوز دارمش
خدا کنه داشته باشه ، کادویی رو که دادمش

کاشکی هنوز یادش باشه ، چه طعمی داشت لبای من
روی لباش مونده باشه ، مزه ی بوسه های من
کاشکی هنوز یادش باشه ، چه طعمی داشت لبای من
روی لباش مونده باشه ، مزه ی بوسه های من

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 12:57  توسط باران | 

تو به چشمات چى مىگى؟


می دونی بی تو می میرم

اگه چشمات منو خواست
تو به چشمات چى مىگى؟
وقتى كه دلت گرفت
حرفاتُ به كى مىگى؟

انگار از ندیدنت
دیگه دیوونه شدم
نگرانِ ِحالتم
حتى بیشتر از خودم

حالا چند روزى مىشه
كه ازت بىخبرم
حتى یه ثانیههم
نمىرى از نظرم

این روزا خیالِ تو
از كجاها مىگذره؟
دیگه با قصهى كى
شبا خوابت مىبره؟ شبا خوابت مىبره؟ شبا خوابت مىبره


اگه چشمات منو خواست
تو به چشمات چى مىگى؟
وقتى كه دلت گرفت
حرفاتُ به كى مىگى؟


دیگه دیوونه دیوونه دیوونه دیوونه

انگار از ندیدنت

دیگه دیوونه شدم
نگران ِ حالتم
حتى بیشتر از خودم

این روزا خیالِ تو
از كجاها مىگذره؟
دیگه با قصهى كى
شبا خوابت مىبره؟ شبا خوابت مىبره؟ شبا خوابت مىبره
بی تو می میرم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 10:41  توسط باران | 
دل من به رفتن تو

روز و شب برام سیاهه

می دونم بر نمیگردی

ولی بازم چشمام به راهه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 13:7  توسط باران | 
دم رفتن کسی گفت سفر به خیر

که واسم غریب و ناشناخته بود

اما اون وقتی رسید که قلب من

همه ی ارزوهاشو باخته بود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 15:26  توسط باران | 
اگر هرم نفسهایت به باغستان لبهایم

گل تب خال رویاند

من ان تب خاب زیبا راکه تنها یادگار توست

به دنیایی نمی بخشم

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 15:45  توسط باران | 

بهش نگین که من چقدر دوستش دارم

برای بردن دلش کوه را رو شونم می زارم

بهش نگین دیونه چشاش شدم

مست همه شیطونیهاش عاشق خنده هاش شدم

اگه بفهمه عاشقم می ره و پیداش نمی شه

کی می دونه عاقبت این دل زارم چی میشه؟

اگه بگم دوستش دارم قلبش را پنهون می کنه

پیش چشای عاشقم رقیب مهمون میکنه

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 7:40  توسط باران | 
نمیدونم واسمون چه خوابی دیده روزگار

تو را قسم به اون خدا نذار بگذره بهار

عزیزم یه حدی داره لحظهای انتظار

تو را قسم به اون خدا نذار بگذره بهار

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 12:50  توسط باران | 
به تو نگم به کی بگم این روزا دارم میمیرم

انقدر اتیشم نزن قلبمو پس نمیگیرم

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:52  توسط باران | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
نیما
بهترینها
حال بیا اینجا
خاطرات زندگی
شهر عشق
ر ش
احسان
بغض اخر
تنها
همین نزدیکی ها
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Cool Status Bar Scroller

FreeCod Fall Hafez